مرداب و رود

مرداب به رود گفت:

 

چه کردی که زلالی؟

 

رود گفت:

 

گذشتم

 

 

ای ایران ای مرز پر گهر/ ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان/پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من / آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام / دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما / پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت در و گوهر است / خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم / برگو بی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست/ نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام / دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما/ پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خُرم بهشت من/ روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارَد به پیکرم / جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گِلم / مهر اگر برون رَوَد تهی شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام / دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما /  پاینده باد خاک ایران ما

 

 

سلامتی همه مادرهای دنیا...

 آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون

 هديه بخرن اما پول ندارن.

 
 وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن.

 وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما
    
     .
     . 
     .
     .

مادر ندارن!...

به سلامتي همه مادراي دنيا...